سلام 

هر سال سال فوت آیدین یه هو دلم برای اینجا و ادمهاش تنگ میشه نمیدونم اصلا کسی میاد دوباره مطالبم رو بخونه یا اصلا کسی هست که دیگه اینجا یادی از ما بکنه ولی دلنوشته ام رو مینویسم امسال 9 سال گذشت که ایدین رو نداریم باورش خیلی سخته . چه دورانی بود چه روزگاری بود دلم برای اون دوران خیلی تنگ شده امیدوارم تک تکتون سالم و سلامت باشید دلم برای اکیپ خودمون تنگ شده چه دورانی بود

هر کی این پست رو خوند برای شادی روح آیدین عزیزمون یه فاتحه بخونه ممنونم

اووومددددم

من اووومدم

یادتونه یه زمانی اینجا چه خبراااا بود وااااای خدای من بعد از مدتها

کاش میتونستیم مثل این وبلاگ به گذشته به این راحتی برگردیم

4سال گذشت

سلام

خیلی وقته به دلیل مشغله ام نتونستم به وبلاگم سر بزنم

دلم برای همتون تنگ شده و خوشحالم دوستای با معرفتم هنوز هستن

دیروز سالگرد آیدین عزیزم بود

نتونستم برم و خیلی ناراحتم از این موضوع

اما آیدین جان بدون من همیشه به یادتم

امشب بدجوری دلم هواشو کرده بودم و دلتنگ شدم

۴سال گذشت و هنوز داغش برامون تازه هست

و از دل برود هر انکه از دیده برفت هیچ وقت در مورد آیدین برام صدق نکرد

خیلی زود گذشت

نمیدونم چی بنویسم

یاد نگاهش" یاد بازیش " یاد...............

آیدین مادر چه دردی رو به دوش میکشه

۴سال

۷ دی و باز هم به غیر از اشک و افسوس چیزی نداره

دلم برات تنگ شده آیدین

جمعه پیش اومدم مثل همیشه ساکت مه آلود دلم

روحت شاد قهرمان تو تو زمینی پاتو رو زمین نزار تو باید بگی"مازبالاییم و بالا میرویم"

 

 

تولد 24سالگیم

فصل جدید

باز ترم جدید

باز با کتاب سر کله زدن

اما خوشحالم از اینکه زمانهای زندگیم به هدر نمیره

وارد ترم ۷ شدم این ترم ۱۸ واحد گرفتم ۱۳ واحد دیگه موند

به امید خدا این بارو موفق میشم

ترم قبل معدل خوبی داشتم" عالی نبود اما خوب بود

همسرم هم درگیر کاراشه خیلی وقته سر اونم شلوغ شده

خوشحالم از اینکه اونم زمانهاش الکی نمیگذره

به یاریش کلاس زبان نوشتم امیدوارم از پسش بر بیام

۲ ماه و چند روز هست بدنسازی میرم

میخوام به اون چیزی که دلم میخواد برسم چه مدرکی چه اندامی

خیلی وقته اینجا سوتو کور شده

اما تصمیم دارم وقایع زندگیمو اینجا بنویسم

امیدوارم همتون تو همه مراحل زندگیتون موفق باشید

موفق باشید

التماس دعا

من دوباره اومدم

سلام

باز تونستم به کمک یکی از دوستای گلم وبلاگمو پس بگیرم

هورااا

ممنونم دوست عزیزم

نمیدونم هدف هکر چی بوده با آیدین لج بوده یا هر چیز دیگه ای

اما تو این وبلاگ مطالب و خاطرات شخصی من زیاد دارم

که اگرم ازارش میداد نباید میومد سراغ وبم و بخونه

امثال وب من زیاده

به هر حال خیلی خوشحال شدم باز به دستش اوردم

مرسی دوست جون عزیززززززززم اما کسانی که لینک کرده بودم حذف شدن

درصورت تمایل لینکشونو برام باز بزارن ممنونم

بعد از 2 ماه

سلام به همه دوستای گلم

حدود ۲ ماه است به اینجا سر نزدم از همتون معذرت میخوام که بی خبر رفتیم

این مدت درگیر مراسم هایی از زندگیم بودم که سرم شلوغ شده بود

از اونورم درگیر امتحانهام بودم

خیلی دلم برای اینجا و همه دوستای قدیمی با مرامم تنگ شده

امیدوارم هر کجا که هستید موفق باشید

به امید دیدار های بعد

 

آیدین جان به یادتم

نرو بمون......

خیلی وقته در موردت ننوشتم دوست داشتم کسی بود بهم بگه بیا بنویس اما ...

خوبی داداشی؟؟

من بی معرفت نیستم میخوام باور کنی

خودت داری میبینی چقدر دلم میخواد بیام اما.....

آیدین جانم فکر کنم مامان فرزانه فکر میکنه من تورو فراموش کردم بهش بگو اینجوری نیست

تو بهش میگی؟؟

دلم برات تنگ شده

دلم هواتو کرده پسر

جات تو زمین خالیه

آیدین.....

ولی نرو نرو بمون..............

کاش میشد بهت میگفتم

قهرمانم تو همیشه زنده ای و در قلبم جاودان....

 

نمیدونم

سلام خیلی وقته به اینجا سر نزدم یه زمانی تنهای جایی بود که تو این دنیای مجازی میتونستم باهاش حرف بزنم دلم براش تنگ شده

زمان حتی این اجازه رو به من نمیده که حتی بیام در مورد ایدین عزیزم بنویسم اما خودش میدونه همیشه تو قلب منه و من هرگز از یاد نمیبرم مثل همه دوستانم

هر روزباریکن های جدیدی میاد تو تیم های بسکتبال اما به هیچ کس نمیتونه جای ایدین رو بگیره

کاش منم وقتم ازاد تر بود و حتی برای کسانی که برتم خیلی عزیزنم میتونستم وقت بزارم

افسرده شدم

نگرانم از همه چیز

کلافم

نمیدونم چیکار کنم دوست دارم از این دنیا هم خودمو محو کنم

اما از دوستانم توقع نداشتم اینجا به این زودی منو فراموش کنن

بازم ممنونم از دوستای گلم که تو فیس بوک منو پیدا کردن

خوشحالم از اینکه میبینم فراموش نشدم 

اما میدونم هر کی هرچقدم بخواد فعال باشه نمیتونه جای تنهاترین منو بگیره

برام دعت کنید

نزدیک امتحاناست ترم قبل شدم ۱۶.۱۲ این ترم باید ۱۷ به بالا بشم برام دعا کنید 

انتخابی تیم دانشگاه تهران مرکز

سلام

امروز بدون اطلاع قبلی برای تیم بسکتبال دانشگاه آزاد انتخاب شدم

خیلی خوشحال شدم تیم خوب با بچه های سطح بالا

امروز نشد با تیم همراهی بشم امروز شرایطم طوری نبود با تیم برم

فردا بازی داریم ۸ صبح باید دانشگاه باشم انشالله تو این بازی فرصتی بشه تا بتونم خودمو نشون بدم

و مهم هست برای آینده بسکتبالیم

برام دعا کنید به امید قهرمانی

 

آرمین جونم

عکس آرمین جونم عمه جون دوستت دارماااا

عمه شدیماا

سلام

ترم جدیدم شروع شد این ترم با بدبختی ۱۹واحد گرفتم دروس سختی این ترک دارم حسابی باید بخونم

دیروز یه اتفاق خوب دوباره تو زندگیم افتاد من دیروز عمه شدم

برادرم بچه اس به دنیا اومد یه پسر ناز اسمشو قرتره بزاریم ارمین

عمه براش یه وبلاگ ساخته هر کی دوست داست میتونه اونجا هم یه سر بزنه عکساشو گزاشتم

یه وبلاگ شخصی برای ارمین جونم

روزگار که خدارو شکر خوب میگذره و خوشحتلم از این همه لطفی که تو زندگیم هست

از اینکه میتونی نفس بکشی کسی رو دوست داشته باشی و...

امیدوارم مشکلاتی که بر سر راهم تو زندگی هست به یاری خدا حل بشه

برام دعا کنید

اینم وبلاگ ارمین جونم آرمین 

سلام دلم برای نوشتن تنگ شده بود

سلام به همه دوستان گلم

منو بخاطر این تاخیر طولانی ببخشید

 مسائل درسی و نمرین وقت رو ازم گرفته بود که به وبلاگم دوباره سرو سامانی بدم

و از این که تولد ایدین عزیزمان مطلبی نزاشتم از تک تک شما معذرت خواهی میکنم

ممنونم که بازم مثل همیشه دوستانی هستن که هنوز این وبلاگ رو از یاد نبردن و همیشه یادی از ما میکنند

ترم ۵ هم تموم شد

 به یاری خدا وارد ترم ۶ میشیم اما با این واحد ارائه دادنهای دانشگاه  خیلی به مشکل بر خوردم

زمان بعضی درسا با روز تمرین من یکی شده

 و از این بابت خیلی ناراحتم امیدوارم بتونم درستش کنم برام دعا کنید

فردا دومین بازی دسته ۳موم در سالن حیدرنیا شروع میشه ساعت ۵

برامون دعا کنید" بازی حساسی هست و به اینده بسکتبالی من بر میگرده

دلم از این روزگارم گرفته از اینکه ادمهای خوبم دارن چوب ادمهای بدو میخورن ای..........

دلم برای وبلاگمو همه شما ها تنگ شده

برام دعا کنید من همیشه محتاج دعاهای قشنگتون هستم بازم ببخشید که انقدر دیر سر زدم

به امید روزهای دوباره........

دوستان گلم لطفا نظر که میزارید اسم وبلاگتون هم بنویسید ممنونم

در پناه حق

سومین سالگرد آیدین نیکخواه بهرامی

سلام

سومین سال آیدین مان هم تموم شد اما هنوز یادش برام تموم نشده

دلم مثل قبل تنگ شد

 اما باورم نمیکرد اونجا باشه هنوزم باور ندارم نزدیک نشدم

 از دور نزاره کردمو با تمام وجود گفتم آیدین اینجا نیست مارو داره از اون بالا میبینه

فقط براش ارزوی بهترین هارو کردم تو بهترین جا

و باز هم داغ دلم تازه شد نه برای آیدین چون خبالم ازش راحته

برای مادرم سوختم نوازشش کردم

 اما افسوس خوردم

که چرا نتونستم تو این ۳ سال دردی رو ازش کم کنم هر روز مادرم.........

مامان فرزانه طاقت ندارم دیگه اشکاتو ببینم طاقت خنده های تلختون رو ندارم

برای داداش صمد گلم هم دعا کنید هر چه زودتر بهتر بشه

چه صمیمانه بود برام صمد جون" پدر آیدین" مامان فرزانه" همه فامیلهاا شون

هز همشون تشکر میکنم

عکسها گواهی همه چیز هستش

در ضمن دوستانی که برای کتابی از یاد بود های ایدین که در جریان بودن

و نظر گزاشتن به اطلاعشون برسونم

کسانی که نظر گذاشتن اسم و فامیلیشون رو تو نظراتم بزارن برای چاپ اسامی

ممنون میشم همکاری کنید

 

در پناه حق

اطلاعیه سومین مراسم سال آیدین نیکخواه بهرامی 89

سلام به دوستای گلم

امیدوارم حال همتون خوب باشه

با  توجه به نزدیک شدن مراسم آیدین عزیزمان

مراسم این بزرگوار در روز سه شنبه ۷ دی ۸۹ ساعت ۱۱ سر مزار آیدین عزیزمان است

خوشحال میشم همتون رو سر مزار آیدین عزیز ببینمتون

و با حضور خودتون یاد آن عزیز رو زنده نگه دارید

به امید دیدار

سلام به همه دوستای گلم منو بخاطر این تاخیر طولانی ببخشید

درگیر کارای زندگیم و نمرینو .... هستم

توکل بر خدا کردمو از خدا میخوام منو ثابت قدم نگه داره

و همراهم باشه تا به چیزی که تلاش میکنم برسم به امید خدا

نزدیک سروع شدن امتحاناست

 برام دعا کنید که مثل ترم قبل نمرات خوبی بگیرم

برای مراسم آیدین فعلا با مامان فرزانه صحبت نکردم اگر خبری شد حتما همتون رو خبر میکنم

دلم برای اون حالو هوای تنهاترین " تنها شده اینجا چقدر سوتو کوره نه؟

دلم برای اون روزگار و همه شما دوستای گلم تنگ شده

 برای همتون ارزوی بهترین هارو دارم منو تو این شبا از یاد نبرید

پیشا پیش  شب یلدا رو تبریک میگم

التماس دعا

غدیر 89

سلام به همه دوستان گلم

عید غدیر رو به همه تبریک میگم

با اینکه من راضی به این همه تعطیلی نیستم

فردا اگه خدا بخواد قبل از بازی بسکتبال میرم بهشت زهرا

از جانب همتون سلام میرسونم

التماس دعا

یا حق

نمیدونم

نمیدونم مریضه یا احساس عزیزیه

نمیدونم سادگیه یا این همون عاشقیه

نمیدونم دردم چیه

گناهی که کردم چیه

نمیدونم اینی که داره میکوبه تو قلبم چیه

تولد 23 مبارک

تولدم مبارک

ممنونم از همه کسایی که یادم بودید و بهم تبریک گفتید

خیلی لطف کردید عزیزان

بعد 1سال ختم قران دوباره

سلام به همه دوستای گلم خوشحالم که هنوز هم به این وبلاگ نظری دارید

طبق قراری که داشتیم من برای ایدین عزیزم ختم قران گرفتم

و هر کسی دوست داره به نیت این عزیز هر جزئی رو دوست داشت بخونه

فقط هر کی هر جزئی رو میخونه اسمشو برام تو نظرات بزارید که بدونم چند نفر شرکت کردن

فقط برای اطلاعات خودم میخوام

انشالله به روح آیدین عزیزمان برسه

و اسامی شرکت کننده ها رو در پایان این هفته میزارم

دلم گرفته از همه چیز اگه کم نوشتم معذرت میخوام

ممنونم از اینکه یادم بودید و تولدم رو تبریک گفتید یه عالمه ممنونم

نام نویسی ختم قرآن

سلام به دوستان گلم

مرسی از این همه لطف

 من برای ۱۶ آبان به امید خدا میخوام اولین ختم قرآن رو برای آیدین عزیزمان بزارم

در صورت تمایل تو نظرات نام خودتان رو برای شرکت در این امر قرار دهید

ممنونم

التماس دعا

ختم قرآن

سلام دوستان گلم خوبین قراره هر ۱۶ هر ماه برای آیدین ختم قرآن بزاریم

خوشحال میشم نظراتتونو بدونم

آیدینم

سلام خوب دیگه دانشگاه ما هم شروع شد

انشالله به امید خدا دیگه همه استادها میان

این مدت استراحت ما شده

برام دعا کنید این ترمم خوب نمره بیارم

دلم برای همتون تنگ شده یادش بخیر چه روزگاری داشتیم

مامان فرزانه که دلم براش خیلی تنگ شده

دلم باز هواشو کرده یادگاری برای مامانت دلش برات تنگیده

مامانو خوشحال کردی میدونی؟ اومدی

خوشحالم که خوشحال بودی

حرفامو شنیدی؟

قرارم یادم میره اما باز هم تلنگری میزنم

فقط میتونم بگم هیچ وقت قاب عکست از کنارم جدا نمیشه

دلتنگتم شاید تو بدونی چی میگم

درکم کردی؟

کنجکاوی بود یعنی؟

تو قلبم جا باز کردی و گفتی

رهایش کنم ؟ منم رهایش کردم

گفتی صبر کن

اما نگفتی تا به کی؟؟؟؟؟

میدونستی یا نه

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

میدونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید

میدونستی یا نه

میدونستی که تو چشمای تو رنگین کمون و میشه دید

میدونستی یا نه

میدونستی که نموندی

دلم و خیلی سوزوندی

چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی

میدونستی که چشامی همه ی ارزوهامی

میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی

میدونستی همه ی ارزوهام واسه ی چشم قشنگ تو پروندم رفتش

میدونستی یا نه

میدونستی که جوونیم و واسه چشم عجیب تو سوزوندم رفتش

میدونستی یا نه

میدونستی که نموندی

دلم و خیلی سوزوندی

چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی

میدونستی که چشامی همه ی ارزوهامی

 

آیدینمممممممممم

سلام دوستان

هواداران  آیدین انقدر بی تفاوت نبودنااا

مطلب قبل رو دوست دارم جوابش بیشتر اینا باشه اما..................

توجه نوجه حتما خوانده شود

 

سلام

بچه ها نرگس جون یکی از بازدید کننده های وبلاگ من

تصمیم داره کل نوشته های بچه هارو جمع آوری کنه و مثل یه کتاب در بیاره

 و هر کسی که دوست داشت مطلبی برای آیدین بنویسه

 و به نظرش به درد این مجموعه میخوره تو نظرات بزاره

بچه ها این سوالی که میکنم لطفا در نظرات جواب بدید

و قراره این حرفها در اون مجموعه اضافه شود

و به عنوان آخر گذاشته شود

چطوری آیدین رو شناختید؟

به نظر شما چرا از بین این همه ورزشکار ایدین هنوز اسمش سر زبونهاست؟

چرا در مورد آیدین می نویسید؟

چرا تو وبلاگهاتون با آیدین دردو دل میکنید؟

آیدین رو چطور شخصی میدونستید؟

 

این سوالهایی هست که دوست دارم جوابشو تو نظرات بدید

 خودم هم جواب میدم

کمک کنیم مجموعه خوبی در بیاد

از همه شما تشکر میکنم مخصوصا نرگس جون بخاطر این پشت کارش

 

 

یادت همیشه با منه

تولد وبلاگم 5 سالگیت مبارک

سلام به همه دوستای گلم

این من این مدت سرم شلوغ بود نتونستم بیام و تولد وب عزیزم رو تبریک بگم ازش معذرت میخوام

۱۹ شهریور تولد ۵سالگی وبلاگ عزیزم بوده

اومدم بهش بگم وبلاگ عزیزم خیلی دوست دارم

و ممنونم منو با دوستای خیلی خوبی آشنا کردی

تولد مبارککککککککککک

جاتون خالی رفته بودم شمال تازه دیشب اومدم خیلی خوش گذشت

رامسرو بندرانزلی رفتم جاتون خالییییییی

عیدتون مبارک

سلام

عید فطر مبارک

انشالله نماز روزه همتون قبول باشه

التماس دعا

نامه به خدااا

روزای سخته نبودن با تو

خلع امیدو تجربه کردم

داغ دلم که بی تو تازه میشد

همنفسم شد سایه سردم

تورو میدیدم از اونور ابرا

که میخوای سر سری از من رد شی

آسمونو بی تو خط خطی کردم

چه جوری میتونی انقده بد شی

سکوت قلبتو بشکنو برگرد

نزار این فاصله بیشتر از این شه

نمیخوام مثل گذشته که رفتی

دوباره آخر قصه همین شه

هر کسی گمشده ای دارد

هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت
هر کسی دوتاست و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست
و خدا کسی که احساسش کند نداشت
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند
خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد
و زیبایی همواره تشنه دلب است که به او عشق ورزد
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
اما کسی نداشت
و خدا آفریدگار بود
و چگونه می توانست نیافریند
زمین را گسترد
و آسمان ها را بر کشید
کوهها برخواستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند و طوفان ها برخاست و صاعقه ها در گرفت و باران ها و بارانها و بارانها
گیاهان رو ییدند و درختان سر به هم دادند و مراتع سرسبز پدیدار گشت و جنگلهای خرم سر برداشتند، حشرات بال گشودند و پرندگان ناله برداشتند و ماهیانخرد سینه دریاها را پر کردند
و قرن ها گذشت و می گذشت و درختان گونه گون ، گل های رنگارنگ و جانوران
<< در آغاز هیچ نبود ، کلمه بود و آن کلمه خدا بود>>!
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
و با نبودن چگونه تونستن بود؟
و خدا بود و با او عدم بود.
و عدم گوش نداشت
حرف هایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود نمی گوییم
و حرفهایی هست برای نگفتن، حرفهایی که هرگز سربه ابتذال گفتن فرود نمی آورد
حرف های خوب و بزرگ و ماورایی همین هایند
و سرمایه هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد
حرفهای بی قرار و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی تاب آتشند
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند
اینان در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند آرام می گیرند
و اگر نیافتند روح را از درون به آتش می کشند و هر لحظه حریق های دهشتناک و سوزنده ای دردرون می افروزند.
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
درونش از آنها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن نتوانستن بود ، با بودن نتوان بودن
و خدا تنها بود،
هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت.