سلام

سومین سال آیدین مان هم تموم شد اما هنوز یادش برام تموم نشده

دلم مثل قبل تنگ شد

 اما باورم نمیکرد اونجا باشه هنوزم باور ندارم نزدیک نشدم

 از دور نزاره کردمو با تمام وجود گفتم آیدین اینجا نیست مارو داره از اون بالا میبینه

فقط براش ارزوی بهترین هارو کردم تو بهترین جا

و باز هم داغ دلم تازه شد نه برای آیدین چون خبالم ازش راحته

برای مادرم سوختم نوازشش کردم

 اما افسوس خوردم

که چرا نتونستم تو این ۳ سال دردی رو ازش کم کنم هر روز مادرم.........

مامان فرزانه طاقت ندارم دیگه اشکاتو ببینم طاقت خنده های تلختون رو ندارم

برای داداش صمد گلم هم دعا کنید هر چه زودتر بهتر بشه

چه صمیمانه بود برام صمد جون" پدر آیدین" مامان فرزانه" همه فامیلهاا شون

هز همشون تشکر میکنم

عکسها گواهی همه چیز هستش

در ضمن دوستانی که برای کتابی از یاد بود های ایدین که در جریان بودن

و نظر گزاشتن به اطلاعشون برسونم

کسانی که نظر گذاشتن اسم و فامیلیشون رو تو نظراتم بزارن برای چاپ اسامی

ممنون میشم همکاری کنید

 

در پناه حق